
خواستم بیام از آدمای بی درد و زندگیای آب نباتی بنویسم.
خواستم بیام بگم آدمایی که غذاشون گرمه، تختشون نرمه و اطرافیان شون سالمن بی عار و دردن و اگه از روزگار گله میکنن،قدر عافیت نمیدونن و جوگیرن.
خواستم بگم وقتی به نون شبشون محتاج شن میفهمن خوشبخت بودن خودشون حالیشون نبوده.
خواستم بگم پول خوشبختی میاره.
ولی چشمم تو چشم خودم افتاد و ...خودم به خودم چشم غره رفتم.