
خب الان خیلی دوست داشتم با پریا بریم برف بازی
یا با تئو لم بدیم یه گوشه آهنگ گوش کنیم
یا با سارا کل طبقه های کوروش مالو متر کنیم
یا با آنیسا با آهنگای سم قدیمی دیوونه بازی در بیاریم
ولی حیف که پریا و تئو دورن
سارا و آنیسا هم...بعید میدونم منو یادشون باشه
انی وی.الان نشستم رو به روی کامپیوتر،یه لیوان نسکافه سرد کنارمه،فری استایل ترک پدال پارسالیپ داره با ولوم کم پخش میشه و میخوام عربی رو برای بار چندم مرور کنم.
شاید فقط منم که دارم با خاطرات گذشته و سناریو های آینده زندگی میکنم؟