داشتم به جدول بودجه بندی ازمون های میانترم نگاه میکردم
ی دست زد رو شونم
برگشتم ،نگار رو دیدم
دستاشو باز کرده بود و نگام میکرد
با صدای بچه گونه گف"دااا"
پریدم بغلش
فکر کنم بیشتر از 3 دقیقه تو همون حالت مونده بودیم