بابونه نقره ای
About ME


بنظرم "تفکر مفید" در حد آب و اکسیژن و وجود هم نوع ،برای بقای نسل بشر مهمه!
با خود شناسی، جامعه شناسی و خالق شناسی میشه رحمت رو در حق بشریت تموم کرد=)))
#in_the_name_of_humanity
nothing!

Designed by : Black Theme
سه شنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۱ | 14:35 | Scar 

زنگ اول نتیجه امتحان شیمیمون اومد،از نمرم زیاد راضی نبودم،مشخص بود برای امتحان خوندم ولی بی دقتی و جابجا نوشتن اعداد نمرمو بد کم کرده.

توی کلاس زیست هم ارائه درس کانی ها رو داشتم که از جلسه قبل نیمه کاره مونده بود،کنار صحبت های من،استاد زیستمون هم صحبت های تکمیلی خودش رو میداد و از تفاوت درس دادنِ من و درس دادن معلم،متوجه شدم تدریس جدا کار مهم و نسبتا سختیه که دقت زیاد میخواد.ظاهرا فقط دونستن یه مبحث،برای درس دادنش کافی نیست:)

کل زنگ ورزش هم مربی مشغول رکورد گرفتن از تک تک بچه ها بود.این شکلی که چند مرحله مانع های متفاوت چیده بود،و ما باید با حداکثر سرعتمون اونا رو رد میکردیم و زمانی که با کرنومترش اندازه میگرفت معیار مقایسه اش بود.مرحله اول مانع های کوچیک بودن که مارپیچی ردشون میکردی،بعدش باید روی سکو بیست تا طناب می زدی،بعد به حالت پابکس از روی یه تیکه فوم میگذشتی،بعد توپ بسکتبال رو مینداخت توی حلقه و از همون نقطه دوی سرعتی میرفتی تا خط پایان،،،میانگین کلاسمون روی 43 ثانیه بود.

شهدخت امروز کل حواسش یجای دیگه بود،11 اردیبهشت تولد کسیه که خیلی خاطرشو میخواد:)هر وقت چشمم بهش میوفتاد از دور لب میزد:یازده اردیبهشت!:)منم تا یجاهایی میتونستم باهاش شوخی کنمو گپ بزنم ولی بعدش جدی کلافه شده بودم،اگه میدیدم باز تو هپروته میزدم تو ملاجش:))

آذین هم غایب بود،برای یه مشکل خاص رفته بود پیش دکتر،دلم براش تنگ شده.جزوه شیمی امروزو به همون سبک جزوه نوشتنای آذین نوشتم .برای خودش هم میفرستم:)

راستی،،،کتاب دختری در قطار رو هم امروز تو زنگ ورزش بلاخره تموم کردم،دقیقا 400 صفحه بود.پایان تلخی داشت ولی در کل داستانش برام جذاب بود=)اگه خواستین براتون اسپویلش کنم همینجا بگین😂ولی خب درکل ،داستان هول زندگی کارکتر"ریچل" میگذشت.یه زن مطلقه،بین 30 تا 35 ساله که معتاد الکل بوده و حالا یواش یواش داره ترک میکنه،خیلیم خیال پردازه:)داستانش درام و جنایی بود.برای من که معمولا سبک فیلم ها و کتابام طنزه،هضم 400 صفحه ای که حتی یه خطش هم فان نبود هم جالب و جدید بودو هم سخت و عجیب.داستان اونقدر گیرا نبود که بگم پیشنهادش میکنم،ولی یه درس اخلاقی بزرگ رو به آدم میده،که برای همین بنظرم ارزش خوندن رو داره:)


←  من_نقره ای, تیزهوشان_پرتقالی_رنگ, دوست, معرفی