بابونه نقره ای
About ME


بنظرم "تفکر مفید" در حد آب و اکسیژن و وجود هم نوع ،برای بقای نسل بشر مهمه!
با خود شناسی، جامعه شناسی و خالق شناسی میشه رحمت رو در حق بشریت تموم کرد=)))
#in_the_name_of_humanity
nothing!

Designed by : Black Theme
دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۲ | 21:15 | Scar 

we blame society

but we are society


←  ایست_گاه
شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۲ | 19:51 | Scar 

آن شب خوش را به سادگی نپذیر

پیری را نابود و در انتهای روز طغیان کن

طغیان کن، طغیان کن، علیه مرگ روشنایی

اگرچه خردمندان در نهایت تاریکی را حقیقت می دانند

زیرا که کلامشان به نبود روشنایی انجامیده

اما آنها آن شب خوش را به سادگی نپذیرفتند

طغیان کن، طغیان کن، علیه مرگ روشنایی

-interestellar


←  معرفی, فکت_اکلیلی
جمعه ۲۷ بهمن ۱۴۰۲ | 18:44 | Scar 

‏اون شب گریه نکرد اما؛فردا وقتی لباسش به دستگیره‌ی در گیر کرد، گریه کرد وقتی به اتوبوس نرسید، گریه کرد وقتی یه سکانس شاد از فیلم رو دید، گریه کرد.


←  حتی_تخریب_گر
جمعه ۲۷ بهمن ۱۴۰۲ | 13:32 | Scar 

چرا متوجه نمیشم فرق اردتونسی ۸۳ میلیونی و ۳۹ میلیونی و ۶۷ میلیونی رو...


پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۲ | 15:22 | Scar 

آه ای حلزون

از کوه فوجی بالا برو

ولی آرام آرام...


←  تکست_موزون, ایست_گاه
سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۲ | 20:8 | Scar 

قراره یک فیلم کلی دو ساعته ی بی کلام از زندگیت ساخته بشه.

چه موسیقی ای پس زمینه ی این فیلمه؟


←  چالش
یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۲ | 19:3 | Scar 

یک روز بلاخره گل رس خوراکی به تولید انبوه میرسه.

و منو میبینی که دارم احتکارشون میکنم که تا اخر عمرم ازشون تغدیه کنم.


←  شهاب_سنگ_سبز
یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۲ | 18:49 | Scar 

یکی از کارایی که خیلی خیلی خیلی زیاد ازش لذت میبرم اینه که برای آدمایی که انتظارش رو ندارن هدیه درست کنم.خریدنش هم خیلی قشنگه ولی اینکه به ایده اش فکر کنم و بر اساس ویژگی ها یا علایق طرف ایدمو تغییر بدم واقعا یک چیز دیگه ست.اینکه همزمان با ساختنش ،عکس العمل طرفو تصور کنی.

تا حالا کسی نبوده که اکلیلاش نریخته باشه.حتی با چیزای خیلی کوچیک.حتی یک گیره سر کوچولو ستاره ای که صرفا ازش چندتا مروارید کوچولو تر آویزونه.حتی دسته گلای پروانه ای:))

خودم حدود 4،5 بار همچین هدیه ای گرفتم.یکیش قارچ کوچولوی بافتنی سارا بود.یکیش اوریگامی قلبی محدفه بود.نامه های شبنمم هنوز دارم(اینا زیادن).

با این حال،یک فولدر با حدود 1200 تا آیتم توی پینترستم داره خاک میخوره.پر از پلنِ هدیه برای یک دوستِ خیلی خیلی صمیمی.با این وضع احتمالا تا ابد.

جدا گاهی اوقات حس میکنم توی مغز من پر از فانتزی های غیرواقعی احمقانه و بچگانه ست:))ولی خب وقتی میبینم کسایی هستن که این ایده های فانتزیِ (بسه دیگه،بزرگ شو!)ی من رو زندگی کردن،قیافه م واقعا دیدن داره.


←  من_نقره ای, دوست
+ More
یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۲ | 17:29 | Scar 

وقتی فکر میکنی به پایان داستان رسیدی، تازه داستان شروع میشه


←  معرفی, فکت_اکلیلی
شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ | 22:24 | Scar 

داشتم به خودمو زمین و زمان بد و بیراه میگفتم،تا جایی که دیدم چهارنفرشون کنار همن.سمی هم بود.حتی یادم رفت حالم بد بوده.


←  تیزهوشان_پرتقالی_رنگ, فکت_اکلیلی, دوست
پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۲ | 21:36 | Scar 

-ستایش جان چند لحظه با بنیتا حرف میزنی لطفا

+....

-(بنیتای 3 ساله)الو؟

+سلام فسقلیی.حالت چطوره

-خوبم

+...(فکر کردن به اینکه چه حرف دیگه ای داریم برای زدن؟)ام...چقدر خوب که خوبی کوشولو.

-میخام بیام خونتون

+(آخیششش بلاخره بحث افتاد وسط)بیا کوشولو جونمم.بیا منم بغلت میکنمم لپاتو میخورم تموم شن(دروغ میگم من به زیر 5 ساله ها نگاهم نمیکنم)

-(سکوت)،(نفس گرفتن)،(جیغ و گریه با تمام توانِ حنجره)مـــــَــــمـــــَــــــن لــــُـــپااااااممممممم


←  شهاب_سنگ_سبز
پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۲ | 19:14 | Scar 

حادثه یک مرگ،از دوسال پیش رو جوری تعریف میکنی که مغز هر کس اونجا بوده بازم به فاک بره و هر کس نبوده هم غمش گین بشه؟شعورت کجاست؟عقلت؟نیست؟نبود؟سنتم ک بالاست.همچنان احترام بزرگتر واجبه؟ای بابا.ای بابا.


←  حتی_تخریب_گر
سه شنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۲ | 19:30 | Scar 


چهارشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۲ | 22:57 | Scar 

‏هی دلم میخواد به هرکی میرسم با ذوق از تک تک کاراش تعریف کنم ولی خب فک کنم برای بقیه بینهایت لوس باشه پس میریزم تو خودم.


یکشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۲ | 19:55 | Scar 

نوزادی که قراره دمبل بزنه

پنگوئنی که قراره پرواز کنه

سیگاری که قراره سرطان رو درمان کنه

و

ستایشی که قراره از وقتش ،مفید استفاده کنه!

بله دوستان:)


←  حتی_تخریب_گر, من_نقره ای
یکشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۲ | 19:51 | Scar 

یک رنگی آنوشا و مغز شهدخت و مهربونیای مهدیس رو ناتوانم.

ملینا و آذین؟غایب...


←  دوست