بابونه نقره ای
About ME


بنظرم "تفکر مفید" در حد آب و اکسیژن و وجود هم نوع ،برای بقای نسل بشر مهمه!
با خود شناسی، جامعه شناسی و خالق شناسی میشه رحمت رو در حق بشریت تموم کرد=)))
#in_the_name_of_humanity
nothing!

Designed by : Black Theme
چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۲ | 19:11 | Scar 

همون شب یلدایی که گذاشت و رفت،حس میکردم قراره برگرده و سربزنه.ولی خب نمیدونستم دقییییقا چی تو سرش میگذره...

مرد حسابی تو که رفتی،تو که گفتم برگرد برنگشتی،چرا سه ماه به سه ماه میای خودتو یادآوری میکنی؟

دیدید که من با خودم کنار اومدم و با میو خداحافظی کردم.

پس میخوام اتمام حجت کنم.حالا که باز اومده سلام داده،من قرار نیست جواب سلام بدم.


←  دوست, حتی_تخریب_گر
چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۲ | 18:57 | Scar 

از اوضاع مدرسه شروع میکنم.امروز 31 خرداد 02 عه و من برای آخرین بار با عنوان دانش آموز رفتم فرز5:)

وقتی به سه سالی که اونجا گذروندم فکر میکنم حس عجیبی بهم دست میده،حیف که به قول مشاور،احساسات زیادی وجود دارن و من خودم رو بین خوشحال و ناراحت و مضطرب و آسوده گیر انداختم.قابل توصیف توی یک کلمه یا یک جمله نیست.ولی مسلما بارِ دلتنگی خیلی سنگینی رو شامل میشه.اضطراب جدایی از تعلقات رو به وضوح میتونم حس کنم.اما در نهایت خیلی هم خوشحالم.تجربه های خیلی خیلی قشنگی برام رقم خورد که اگه توی فرز نبودم مطمئنا دیگه برام اتفاق نمی افتادن.یکیش اکیپ سم...یکیش معلم ادبیات و ریاضیم...یکیش اورنگ...بزرگترینش حلقه!:)

وقتی سعی میکنم خاطراتی که با بچه ها توی طول این سه سال ساختیمو مرور کنم مغزم مثل کامپیوتری میشه که میخواد فایل های یک فلش رو کپی کنه.حجم داده ها میره بالا و هر کدوم فقط چند صدم ثانیه میان و رد میشن.نهایتا مغزم که علاقه زیادی به جدول بندی کردن و فلوچارت بندی و اولویت دادن به همه چیز داره،توی آنالیز این حجم از اطلاعات یهویی ناتوان میمونه و تا چند وقت دیگه خیلیاشون پاک میشن،که مطمئنم جزو الگوریتم حافظست که خیلی چیزا رو پاک کنه،،،ولی فکر کردن بهش میتونه برای مدت طولانی دمغ ام کنه...

فرز پنج با همه ی خوبی ها و بدی هاش تموم شد.حس خیلی خوبی دارم،در حدی که رفتن شبنم از اینجا بعد 7 روز،هنگ گوشیم،سرو کله زدن با امیر و کنسل شدن قرارم با دوستم هم نتونست خرابش کنه.

به آینده امیدوارم:)


←  تیزهوشان_پرتقالی_رنگ, انار_روی_درخت_پرتقال, دوست, من_نقره ای
سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲ | 19:2 | Scar 

جان به جانان کی رسد؟ جانان کجا و جان کجا!

ذره است این، آفتاب آن، این کجا و آن کجا!


←  تکست_موزون, حتی_تخریب_گر
یکشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۲ | 2:2 | Scar 

سال ها پرسیدم از خود کیستم؟
آتشم، شوقم، شرارم، چیستم؟
دیدمش امروز و دانستم، کنون
او به جز من، من به جز او نیستم!


←  تکست_موزون, فکت_اکلیلی, حتی_تخریب_گر
یکشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۲ | 2:1 | Scar 

اگه یه روز رفتم یادت نره روحم لبخند کنار لبتو میبوسه.
اگه یه روز رفتم یادت نره من باد توی درختام که سعی میکنم قشنگ ترین ترانه رو برات بسازم.
اگه یه روز رفتم یادت نره من اون گنجشکیم که اومده پشت پنجره اتاقت.
اگه یه روز رفتم یادت نره من اون قولی ام که باید سرش بمونی و هر طور شده موفق بشی.
منم یه گوشه برات دست میزنم
بدون اینکه بفهمی دقیقا کنارتم،همیشه و همیشه.


←  دوست, حتی_تخریب_گر
یکشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۲ | 1:59 | Scar 

قول دادی که اگر زِ دست من گُل گیری
همه را رها کنی و سهمِ قلبم باشی
لعنتی حیاط خانه ام گلستان شده است
میشود فقط کمی،کمی به یادم باشی؟


←  ابر_سیاه_باران_زا, تکست_موزون
سه شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۲ | 13:38 | Scar 

میخوام بنویسم

از خوابم بنویسم

از فکرای جدیدم بنویسم

از حسی که نمیتونم اسم بذارم براش.

ولی هر متنی که می نویسم پر از انتقاد و محکوم کردن دیگران و گشتن دنبال یه مقصره.

من که حالم خوبه.این همه انرژی بد از کجا میاد🚶🏻‍♀️


←  ابر_سیاه_باران_زا, حتی_تخریب_گر