
قرار بود با خبرای خوب برگردم
الان،اگه میتونستین به عنوان سوم شخص،نظاره گر این "برهه زمانی" ای که برای من گذشت باشین،احتمالا ازشون به عنوان سلسله اتفاقات بد با یه نتیجه خوب،حتی شایدم نقطه اوج داستان یاد بکنین...
اما برای منی که شخصیت اصلی داستانم،این سیر تکاملی تا حدودی سرسام آور بود:)ولی قراره پیامد ها و تاثیرات مثبتی روی راهی که دارم میرم داشته باشه...
نهایتا خوشحالم!از اینکه بلاخره میتونم بگم"هر چی بود گذشت!از اشتباهاتم درس میگیرم و زندگیمو بهتر میکنم!"
آدمای خیلی زیادی اومدن و رفتن
حرف های زیادی شنیدم،محبت آمیز،توهین آمیز،خشونت آمیز،عاشقانه،دوستانه،،،همه چی
حس میکنم یه لول آپدیت شدم،،،شاید چون بلاخره به این باور رسیدم که هر طور شده باید منطقی (و در اکثر موارد به نفع خودم)عمل کنم و تصمیم بگیرم...